۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

قلاده آزادی !

بعضی ها شهامت پرداخت بهای آزادی و استقلال را ندارند ، بدنبال قلاده درازتر میروند و فکر میکنند آزادند !!

ملا نصرالدین و سهام عدالت !

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند . دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دوسكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره راانتخاب مي‌كرد تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد . در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم ٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌ها هستم . شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام .

دیدگاه حکومت ماکیاولی ملانصرالدین

ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های مردم داشت . او به خوبی می دانست هنگامی که از دو سکه طلا و نقره مردم ، شما نقره را بر می دارید آنها احساس میکنند که طلا را به آنها بخشیده اید ! و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه طلا هم از اول مال خودشان بوده است و این زمان به اندازه آگاهی و درک مردم می تواند کوتاه شود . هرچه مردم نا آگاهتر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانیتر خواهد بود . در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه خود ، فرصت دریافت پولی را بدست آورده بود.

" اگربتوانی ضعفهای مردم را بفهمی میتوانی سر آنها کلاه بگذاری ! و آنها هم مدتی لذت خواهند برد ! "

بطور مثال شما به تعدادی از مردم یکصد هزار تومان (100 دلار) بابت سهام عدالت یا هر چیز دیگر بده (حداکثرمعادل چهار میلیارد دلار)، آنوقت میتوانی برای مدتی چهارصد میلیارد دلار درآمد نفت را هر جورخواستی خرج کنی ! البته مدت آن به میزان ناآگاهی مردم بستگی دارد !!

۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

چه خاکی به سرمان بریزیم ؟!

ما ایرانیها هوس میکنیم یه سفر بریم با ماشین ، تو راه تصادف میکنیم تکه پاره میشیم . سوار قطار میشیم از ریل خارج میشه له میشیم . هواپیما هم که سوار بشیم سقوط میکنه خاکستر میشیم . تو کوچه خیابون راه که میریم شهید میشیم ! تو خونه نشستیم و کاری به کار کسی نداریم میان میگیرن میبرن ، تو دانشگاه درس میخونیم از طبقه چندم پرت میشیم پایین ، تو خیابون صدامون درمیاد باتوم تو سرمون میزنن ، با ماشین بوق میزنیم شیشه ماشینو میشکنن ، بعضی ها عضو بعضی انجمن ها که میشن اعدامشون میکنن ، پس ما ایرانیها چه خاکی تو سرمون بریزیم ؟!